تبليغاتX
ياسمين
ياسمين
زندگی در گرانی است به هر کس ندهندش پر طاووس قشنگی است به کرکس ندهندش
شعری از رهی معیری شعری که خیلی دوسش دارم
یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

با مدعیان گشته هم آغوش تویی تو

صد بار بنالم من و آن یار که یک بار

بر ناله ی زارم نکند گوش تویی تو

ما زهره و خورشید به یکجا ندیدیم

خورشید رخ و زهره بناگوش تویی تو

در کوی غمت خوار منم زار منم من

در چشم دلم نیش تویی نوش تویی تو

ما رند خرابیم و تویی میر خرابات

ما اهل خطاییم و خطا پوش تویی تو

مدهوشی و مستی نه گناه دل زار است

چون هوش ربای دل مدهوش تویی تو

خون می خوری و لب به شکایت نگشایی

همدرد من ای غنچه خاموش تویی تو

صیدی که تو را گشته گرفتار منم من

یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

آغوش رهی بهر تو خالی چو هلال است

باز آی که شایسته ی آغوش تویی تو

حلال نمی کنم بی نظر برین

 

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/11/21 ساعت 19:27 |