تبليغاتX
ياسمين
ياسمين
زندگی در گرانی است به هر کس ندهندش پر طاووس قشنگی است به کرکس ندهندش
بای بای بای بای بایبای بای بای بای بایبای بای بای بای بایبای بای بای بای بایبای بای بای بای بای
دوستان عزیز و رفیقان شفیق سلام

خوبید سر حالید؟

متاسفم که باز دارم می رم مسافرت و نیستم که براتون بنویسم

واقعا متاسفم

اما از بس بهانه خاله کوچیکه رو گرفتیم(من و دختر خاله پسر خالم)

می خوایم بریم یزد

فردا ساعت ۷ عصر بلیت قطار دارم از تهران

ولی قول میدم زود برگردم و باز بنویسم

مدیونین اگه نظر ندید

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/06/22 ساعت 13:36 |

دوستان عزیز و رفیقان شفیق سلام

خوبید سر حالید؟

متاسفم که باز دارم می رم مسافرت و نیستم که براتون بنویسم

واقعا متاسفم

اما از بس بهانه خاله کوچیکه رو گرفتیم(من و دختر خاله پسر خالم)

می خوایم بریم یزد

فردا ساعت ۷ عصر بلیت قطار دارم از تهران

ولی قول میدم زود برگردم و باز بنویسم

مدیونین اگه نظر ندید

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/06/22 ساعت 13:20 |

تولد

دیروز تولدش بود

حدود ۱۱۷۱ سالگردتولدش بود

و همه هنوز هم چشم انتظارند و هنوز نا امید نشده اند

دیروز من طبق عادت ۵ ساله ام روزه بودم (ولی بین خودمون بمونه که روزه زور بود)

واسه همین تا ساعت ۱۱.۵ صبح خوابیدم

بعد از ظهر هم با مامان رفتیم شازده حسین (این یه امام زاده تو مرکز شهر همدانه که بدون واسطه عموی امام زمانه)

ولی نمی دونم چرا تو شازده حسین دلم گرفت هوا گرفته بود و من هم دلم گرفت

شاید دلیلش برگشتن خاله کوچیکم به یزد بود

اما نه خودم خوب می دونم دلم می خواست ببینمش اما........................................................... ..........................................................................................................................................

خوب دیگه حتما لیاقت ندارم الان هم باز روزه ام  و خسته با سر درد

امید وارم که هرچه زودتر ظهور کنه

میدونم سال دیگه نمی اد

همین طور سال تر بعد

اما یه چیزو می دونم که سالی که عاشورا یه سال بیافته توی نوروز ماه رمضان سال قبلش صیحه آسمانی به گوش می رسه  صیحه ای که از گوش هیچ کس مخفی نمیمونه

امید وارم هر چه زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر زودتر  ظهور کنه

به امید آن روز

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/06/19 ساعت 16:25 |

سلام بچه ها

خوبید

+من هم ای

میگذرونم

این بی حوصلگی من حسابی کار دستم داد

آخه آوا رفته تهران عروسی خاله اش

من هم تنها شدم

بعد مامان خاله ها رو دعوت کرد بیان خونمون که تازه من هم خیلی خسته بودم اعتراض کردم که چرا اومدین

به اون ها هم داشت بر می خورد

ولی حق با من بود آخه از صبح داشتم کار می کردم  ظهر هم مهمون داشتیم و من باید ساعت ۵ می رفتم کلاس زبان

حسابی خسته بودم ولی خوب خاله هام همیشه منو درک می کنن

راستی به علت داشتن عکس وبلاگم یه ذره سنگین شده دیر بالا میاد

واسه همین فعلا نمی ذارم

راستی اکثر عزیزانی که در ۲ پست قبل بهم محبت کردن به لینک هام اضافه شدن

اگر مایلن منو هم لینک کنن

 

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/06/10 ساعت 10:51 |

سلانمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
سلام عزیزان

خوبین؟

چه خبرا؟

من هم ای ولی باز هم بی حوصله ام

نمی دونید چقدر بی معرفتید

آخه یه فکری برای بی حوصلگی من بکنید

نظر بدید لطفا

 

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/06/04 ساعت 14:15 |