تبليغاتX
ياسمين
ياسمين
زندگی در گرانی است به هر کس ندهندش پر طاووس قشنگی است به کرکس ندهندش

سلام

چه خبرا

خوبيد كه

اين واقعا خوبه كه من دوباره هر روز آپ مي كنم

امروز برام خيلي روز غمناكيه

آخه امروز روز شهادت دكتر شريعتيه

اين روز رو به تمام كساني كه به سخن دوست داشتن از عشق برتر است او ايمان دارند تسليت مي گم و پائين متني رو؛ ازش مي نويسيم

 

      ×××××××××××××××××××××××

 

خدايا

بر اراده؛دانش؛عصيان؛ بي نيازي و تنهاييم بيفزاي

خدايا

در برار هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي كشاند مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن كن

خدايا

مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان!؛ اضطراب هاي بزرگ و غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را بر روحم عطا كن

لذت ها را به بندگان حقيرت بخش ودرد هاي عزيز را بر جانم ريز

خدايا

انديشه واحساس مرا در سطحي پايين مياور

كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار شبه آدم هاي اندك را متوجه شوم.

چه دوست تر مي دارم بزرگواري گول خور باشم تا همچو اينان كوچكواري گول زن....

خدايا به من توفيق

 تلاش در شكست

صبر در نوميدي

جهاد بي سلاح

خدمت بي پاداش

.

.

.

دوست داشتن بي آنكه دوست بداند

تنهايي در انبوه جمعيت را بده.

آمين .  يا رب العالمين

 

اين قبرشه خيلي غمگينه اون دوباري كه سوريه رفتم هر بار دوبار به زيارت قبرش رفتم يه دلتنگي خاصي داره رو به روي يكي از در هاي فرعي حرم حضرت زينبه توي سوريه

از صميم قلب دعا مي كنم كه حتما برويد اگر رفتيد من رو فراموش نكنيد

آخ دلم براي غربت كوچه پس كوچه هاي فاصله ي حرم حضرت رقيه تا مسجد اموي و بازار شام (يك حميدي نام اسم اصليش بود فكر كنم حميديه) تنگ شده

فعلا

باي باي

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/29 ساعت 8:20 |

سلام بچه ها

خوبيد؟

ممنونم كه سر زديد ولي اين كمال نامرديه

من تا آپ كردم آمار وبلاگم 8 نفر آنلاين رو نمايش داد حالا اين فقط آنلاين ها بودن

ولي بعدا كه چك كردم فقط 3 محبت وجود داشت

نتيجه گيري اخلاقي مي دونيد چيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمي دونيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اين كه خيلي بي محبتين

ولي من باز امروز از سر مهرباني براتون شعر مي نويسم البته شعري كه پائينه نشاني از بي محبتي شماست و آخرين قسمتش هم دقيقا شرح حال كساني هست كه ميان و نظر نميدن(محبت نمي ورزن)

فقط محبت يادتون نره

        ×××××××××××××××××××

چه شبي بود وچه روزي افسوس!

با شبان رازي بود

روزها شوري داشت

 

ما قناري ها را

از سر شاخه به بانگ هي‏‎؛ هي؛

مي پرانديم در آغوش فضا.

ما پرستو ها را

از ميان قفس سرد رها مي كرديم

 

آرزو مي كردم؛

دشت سرشار ز سرسبزي روياها را

من گمان مي كردم

دوستي همچون سروي سرسبز؛

چهار فصلش همه آراستگي ست

 

 

من چه مي دانستم

هيبت باد زمستاني هست

من چه مي دانستم

سبزه مي پژمرد از بي آبي

سبزه يخ مي زند از سردي دي.

 

من چه مي دانستم

دل هركس دل نيست

قلبها صيقلي از آهن و سنگ

قلبها بي خبر از عاطفه اند

 

از دلم رست گياهي سرسبز

سر برآورد گدرختي شد گ نيرو بگرفت.

برگ ؛ برگردون سود.

اين گياه سرسبز

اين برآورده درخت انبوه؛

حاصل مهر تو بود

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/28 ساعت 7:37 |

آپم
سلام عزیزان و مهربانانی که توی این مدت بهم سر زدید

من امروز دیگه راحت شدم

از این به بعد سعی می کنم هر روز آپ کنم و چیز های جالب بنویسم

امروز فقط می ویسم که بدونید توی بازی قبلی تیم ملی مکزیک ۱۳ نفره بازی کرده

نمی دونستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا بدونید

۱۱ نفر رو با لباس سبز فرستاده بود ۲ نفر رو با قرمز

نگین محاله که بوده

یکی دائی اون یکی هم میرزا پور

البته من بیشتر اعتقاد دارم میرزا پور ام اس داره

که هی می خوره زمین و تا نرن بالا سرش نمی تونه بلند شه

اما یه نفر می گفت نه دو بینی داره

حالا قضاوت با شما

راستی وبلاگم و یه سر سوزن تغییر دادم

این قالب که بود

اون پروانه رو که الان داره بال بال میزنه ببین تازه اضافه شده

آهنگ خودم رو که امید خونده گذاشتم روی وبلاگم

پایین صفحه سمت راست آن بودن خودم رو گذاشتم

پرسش اسمتون رو گذاشتم و عزيزم خوشامد گوييم رو سمت راست زير قسمت آهنگ بخون

و در آخر هم يه تقويم ميلادي پايين صفحه گذاشتم

راستي تو نظر خواهي سمت راست(يه ذره برو پائين نه به تو بر مي خوره نه به موست كه تكونش بدي)

شركت كنيد و پائين اين پست به من محبت بورزيد

ممنون مي شم

راستي اگه دلتون خواست براي اين تيم ملي در پيت هم دعا كنيد كه ديگه بيشتر از اين آبرو ريزي نكنه

با يه گل ببازه نه با ۳ تا(آخه من طرفدار پرو پا قرص حريف هاي ايرانم حتي اگه اون تيم در پيت تر از ايران باشه)

همه رو دوست دارم

ولي دوست داشته نميشوم(اگه نظر نديد البته)

باي

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/27 ساعت 9:57 |

عزیزان

سلام

امید وارم که خالتون خوب باشه ومثل من دپرس نباشید

آخه امروز واقعا امتحانمون سخت بود و همه تا آِخر جلسه نشستن وخداییش معلممون واقعا سخت گیره البته سئوال ها رو اون طرح نکرده بود وگر نه وا ویلا از همه بد تر این که یکی از سئوال ها این بود که دو تا سئوال رو بنویسیم اون هم سئوال هایی که اصلا نخونده بودیمشون

به هر حال من فکر کنم خوب کردم

بعد از ظهر هم با سارا قرار خرید دارم و این یعنی فراموشی سختی امتحان

ویه چیز دیگه خیلی دلم برای معلم فیزیکم تنگ شده

آخ خدا می دونه که من چقدر این معلم رو دوست داشتم شاید دلیلش این بود که ترم دوم با هم خیلی خوب شده بودیم

همه هم از متلکی که اون روز بهم پروند شروع شد

الان وقت نوشتن ندارم بعدا براتون راجع بهش می نویسم 

دوستتون دارم

بای

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/11 ساعت 13:20 |

سلام عزیزان
سلام عزیزان من

ممنون که سر زدید و نظر دادید

من خیلی وقت ندارم اما قول می دم که از ۲۷ به بعد حتما براتون بنویسم

راستی تصمیم جدیدم نوشتن راجع به معلم فیزیکمه

راستی تو قسمت نظر خواهی پایین قسمت راست شرکت کنید ممنونم

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/05 ساعت 22:0 |

سلامی تازه بر همه
سلام دوستان عزیزم

وخوانندگان مهربان وبلاگم

وبلاگم رو باز کردم

چرا زود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نمی دونم باید بگم خوشبختانه یا بدبختانه

برنامه ی امتحانی لارجی داریم

از امروز تا ۲۷ خرداد

هر امتحان هم ۲ یا ۳ روز فرجه داره

فکرش هم لذت بخشه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به هر حال هر دو سه روز یه بار می نویسم یه سر بزنید

و متشکرم از نویسنده وبلاگ عشق خفن وحید

نویسنده وبلاگ حرمت عشق من ثمر جان

نویسنده وبلاگ دل شکسته ها امید

نویسنده وبلاگ احسان کاکو  احسان

نویسنده وبلاگ نور المهدی رضا

ونیایش عزیز

وهب که متاسفانه املای فارسی وبلاگش رو بلد نبودم و توش پیدا نکردم

وتمامی عزیزانی که سر زدند اما نظر ندادند

                                                                      یاسمین

|+| نوشته شده توسط س.م در 85/03/01 ساعت 9:49 |